بقرينهء آيات ديگر تقدير بهتر است .
* ( سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى . الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى . وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدى ) * اعلى :
1 - 3 . ظاهرا آيهء ذيل نظير آيه * ( رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى ) * طه :
50 . است و ظاهرا مفعول * ( « فَهَدى » ) * جملهء « قدر » است يعنى « هدى الى ما قدّر » يعنى پروردگاريكه براى اشياء عالم اندازه گرفت ، مقادير و مراحلى معين كرد و آنها را به آنچه تقدير كرده هدايت نمود و همه تكوينا به آنچه تقدير كرده ميروند مثلا يك پرنده ميداند چگونه تخم بگذارد ، چگونه بچّه در بيارد ، چگونه لانه بسازد ، بكدام طعام احتياج دارد ، از دشمن چگونه بپرهيزد ، در زمستان چگونه به جاهاى گرمسير بكوچد و . . . هكذا انسان و سائر موجودات . و اين يكى از عجائب خلقت است گويند آنگاه كه بشر خواست از ماشينهاى جوجه كشى استفاده كند نتيجهء مثبت نداد ، دفعهء ديگر در حال مرغ خانگى دقت كردند ديدند كه هر روز تخم را زير سينه اش زير و رو مىكند دانستند كه بايد بتخم از هر طرف حرارت داد آنكار را كردند نتيجهء مطلوب بدست آمد و تخمها مبدّل بجوجه شدند ، پاك و منزّه و توانا است پروردگاريكه زندگى هر حيوان را تقدير كرده و طبعا به آن هدايتش فرموده است ، ممكن است هدايت تشريعى و تكوينى هر دو مراد باشند .
قدير : توانا . و آن از اسماء حسنى است و چهل و پنج بار در قرآن كريم آمده است * ( إِنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * بقره : 20 . راغب ميگويد : قدير آنست كه آنچه را بخواهد مطابق مقتضاى حكمت مىكند نه زياد و نه كم ، لذا صحيح نيست غير خدا با آن توصيف شود ، « مقتدر » نظير قدير است مثل * ( عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ) * قمر : 55 . ليكن آن گاهى وصف بشر آيد . . .
قدير يا مقتدر در قرآن پيوسته در وصف خدا آمده است .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٥٠