* ( تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا ) * كهف : 55 . مگر اينكه طريقهء گذشتگان يا عذاب رو برو بر آنها آيد .
قبل : ( بر وزن عنب ) طاقت ، نزد ، طرف ، چنان كه در اقرب و غيره آمده مثل * ( فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها ) * نمل : 37 . بر آنها لشكريانى آوريم كه طاقت مقابله با آنها را ندارند . و مثل * ( فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ) * معارج : 36 . چرا كافران نزد تو به تو خيره هستند . ممكن است آن بمعنى طرف باشد يعنى چه شده كافران بسوى تو خيرهاند .
در آيهء * ( لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ) * بقره :
177 . بى شكّ مراد طرف است يعنى نيكى آن نيست كه روهاى خود را بسوى مشرق يا مغرب كنيد .
* ( فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَه بابٌ باطِنُه فِيه الرَّحْمَةُ وَظاهِرُه مِنْ قِبَلِه الْعَذابُ ) * حديد : 13 . « قبله » ظاهرا بمعنى طرف است اين سور بنظرم واقعيت ايمان است كه از طرفى بمؤمنان رحمت و از طرفى بمنافقان عذاب است مثل قرآن كه براى مؤمنان شفا و رحمت و براى كافران خسار و زيان است پس قرآن دو جهت دارد همچنين ايمان ، وجود باب در حائل ظاهرا واقعيت ارتباط مؤمن و منافق است كه در دنيا وجود داشته و در آخرت به صورت درب آمده .
يعنى : ميان مؤمنان و منافقان حائلى زده مىشود كه داراى درى است در باطنش رحمت و ظاهرش از جانب آن آتش است و آتش از آن سر زده در همهء آيات گذشته معنى « رو برو » صحيح و صادق است .
قبول : پذيرفتن . گرفتن . « قبل الشىء قبولا : اخذه » . * ( فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ ) * آل عمران : 37 . خدايش آن را پذيرفت پذيرفتن نيكو .
اقبال : رو كردن . راغب گفته :
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٢٤