بزرگ به جهت وسعت و كثرت آبش بحر شمرده شده چون در روى زمين دريائى نيست كه آبش عذب و فرات ( شيرين و گوارا ) باشد و همه شور و تلخاند در مجمع ذيل آيهء 96 مائده فرموده : عرب نهر را بحر مينامند ، آنجا كه دو دريا بهم ميپيوندد مراد از برزخ و مانع نفوذ ناپذير چيست ؟
در الميزان ذيل آيهء 19 سورهء رحمن فرموده : بهترين چيزى كه در اين باره گفته شده آنست كه مراد از بحرين در آيه جنس درياى شور است كه تقريبا سه ربع كرهء زمين را گرفته و مطلق درياى شيرين كه در مخازن زمين ذخيره شده كه چشمه ها از آن شكافته و نهرها از آن جارى مىشود و در درياى شور ميريزد . اين دو پيوسته بهم مخلوط ميشوند ولى حايلى كه خود مخازن و مجارى زمين باشد ميان آن دو هست كه نميگذارد درياى شور بدرياى شيرين تجاوز كند و آن را شور گرداند و زندگى از بين برود . و مانع از آنست كه آب شيرين به آب شور ريخته و آن را شيرين گرداند و اثرش را از بين ببرد .
نگارنده گويد : اين سخن كه مراد از برزخ تكَّه هاى زمين است به نظر قانع كننده ميايد . [ نهرهاى دريائى ] 5 - * ( « وَلَه الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالأَعْلامِ » ) * رحمن : 24 ، يعنى براى خداست آنها كه جارىاند و در دريا بوجود آمدهاند كه مانند مرزهااند ، جوار جمع جاريه است يعنى جارى شونده ها ، منشأت از نشاء است يعنى بوجود آمده ها و پيدا شده ها ، اعلام جمع علم است و آن چنان كه راغب در مفردات گويد علامت شيئى است مثل علامت راه و علامت لشگر . و كوه را از آن علم گويند كه نشانه ى وجود خودش است .
در اقرب الموارد آمده : علم ، شكاف لب بالا ، يا شكاف يكطرف آن ، مرز ميان زمينها ، نشانهء راه و كوه طويل و گويند شامل هر كوه است .
پس اعلام بمعنى مرزها و
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٦٦