تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
شمرد و پيش بنى نجار رفت و آنان را از موضوع آگاه ساخت و بازگشت . مردان قبيلهء نجار به شنيدن اين خبر به حال آماده باش در - آمدند و نزديك سپيده دم كه احيحه و همدستانش حمله را آغاز كردند ، آنان كه سراپا مسلح شده بودند ، با دشمن روبرو گرديدند و جنگ كوتاهى ميانشان در گرفت و احيحه كه ديد نتوانسته بنى نجار را غافلگير كند ، عقب نشست . بعد شنيد كه سلمى ، بنى نجار را از نقشهء آن شبيخون ناگهانى آگاه ساخته بوده است . از اين رو ، به خشم آمد و چنان او را زد كه دستش شكست . بعد او را طلاق داد و اشعارى ساخت كه اين چند بيت از آن جمله است .
لعمر ابيك ما يغنى مكانى * من الحلفاء آكلة غفول تؤوم لا تقلص مشمعلا * مع الفتيان مضجعه ثقيل تنزع للجليلة حيث كانت * كما يعتاد لقحته الفصيل و قد اعددت للحدثان حصنا * لو أن المرء ينفعه العقول جلاه القين ثمت لم تخنه * مضاربه و لاطته فلول فهل من كاهن آوى اليه * اذا ما حان من آل نزول يراهننى و يرهننى بنيه * و ارهنه بنى بما اقول فما يدرى الفقير متى غناه * و ما يدرى الغنى متى يعيل و ما تدرى و ان اجمعت امرا * باى الارض يدركك المقيل و ما تدرى و ان انتجت سقبا * لغيرك ام يكون لك الفصيل و ما ان اخوة كبروا و طابوا * لباقية ، و امهم هبول ستثكل او يفارقها بنوها * بموت او يجىء لهم قتول