تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
چون ساق پاهاى او بيرون بود ، برادرش به دو خرده گرفت ، و گفت : « اين وضع خيلى بد است . » خواهرش جواب داد : « آن كه شوهر من است ، مرا به وضعى بدتر از اين مىخواهد زيرا رضا داده است كه من قبلا با كسى غير از او همبستر شوم . » بعد كه دوباره به بزم عروسى برگشت ، برادرش خود را به دو رساند و گفت : « خبر دارى كه من چه مىخواهم بكنم ؟ » گفت : « چه مىخواهى بكنى ؟ » جواب داد : « مىخواهم با زنانى كه همراه تو پيش فطيون مىآيند ، من نيز داخل اطاق شوم و همين كه زنان بيرون رفتند و فطيون وارد شد و خواست با تو نزديكى كند ، او را بكشم . » خواهرش گفت : « همين كار را بكن . » هنگامى كه زنان مىخواستند خواهرش را پيش فطيون ببرند ، او نيز در جامهء زنانه همراهشان رفت و شمشيرى هم با خود برد و همين كه زنان خواهرش را به سراى فطيون رساندند و برگشتند و فطيون به خواهرش نزديك شد ، او را كشت و گريخت . يكى از آنان درين باره گفته است :
هل كان للفطيون عقر نسائكم * حكم النصيب فبئس حكم الحاكم حتى حباه مالك بمرشة * حمراء تضحك عن نجيع قاتم
مالك بن عجلان ، پس از كشتن فطيون ، گريزان از مدينه