لا افصد الناقة فى أنفها * لكننى اوجرها العاليه
انى عن الفصد لفى مفخر * يكره منى المفصد الآليه
و الخيل ان شمص فرسانها * تذكر عند الموت امثاليه
رميض عنزى نيز درين باره با افتخار مىگويد :
و نحن اسرنا حاتما و ابن ظالم * فكل ثوى فى قيدنا و هو يخشع
و كعب اياد قد اسرنا و بعده * اسرنا ابا حسان و الخيل تطمع
و ريان غادرنا بوج كانه * و اشياعه فيها صريم مصرع
يحيى بن منصور ذهلى نيز چكامهاى دارد كه در آن به روزهاى قوم خود مىبالد . اين چكامه ، دراز و پر از صنايع زيباى ادبى است و ما براى پرهيز از دراز گوئى از نقل آن خوددارى كرديم .
مطلع قصيدهء مذكور اين است :
أمن عرفان منزلة و دار * تعاورها البوارح و السوارى
ابو عبيده گفته است :
پس از ظهور اسلام ، از لحاظ داشتن خانههاى خوب ، و همسايگان بلند پايه و هم پيمانان بسيار ، هيچ قبيلهاى در ميان عرب بزرگتر از قبيلهء شيبان نبود .
عنينه ، از لخم ، جزو هم پيمانان شيبان بود . همچنين در مكة بن كنده كه جزو بنى هند بود ، عكرمه ، از طيئ ، حوتكه ، از عذره ، و بنانه كه همه جزو بنى حارث بن همام بودند .
عائذه ، از قريش و ضبه و حواس از كنده كه جزو بنى ابى ربيعه بودند .
سليمه ، از بنى عبد القيس كه جزو بنى اسعد بن همام ، و وثيله از ثعلبه ، و بنو خيبرى از طيئ كه جزو بنى تميم شيبان ، و عوف بن