خود را به مدينه فرستاد و از مدافعان آن خواست خود را به همراه اسلحه و مهمات و وسائل مخابراتى ، بدون قيد و شرط تسليم فرمانده ميدان او ، صالح العاذل كه از قبيلهء شمر بود بنمايند و در مقابل او وعده داد شهر و مقدسات و مردمان آن از قتل و غارت در امان باشند . علاوه بر اين ابنسعود از رؤساى عشاير عرب در حومهء مدينه خواست كه آنان نيز با فرستادن نمايندگانى به مدينه ، مدافعين آن را تشويق به تسليم نمايند تا بدين وسيله آنان پايدارى و استقامت خود را در برابر سربازان وهابى از دست داده و راه عناد و يكدندگى در پيش نگيرند ، ليكن هيچ يك از اين تدابير مثمر ثمر واقع نگرديد و فرماندهء نيروهاى مقاومت در مدينه ، طى تلگرامهاى خود شريف على را از وضعيت مستحكم مدافعين شهر مطمئن ساخت .
فيلبى در صفحهء 199 كتاب خود مىگويد : پس از استقرار وضع در حجاز ملك عبدالعزيز از دولت خود خواست مقدمات كشيدن راه آهنى ميان شهرهاى عربستان و ساحل درياى سرخ را فراهم آورند ، از اين رو مستر غيلديا
Mr . Gildaa
مأمور انجام اين كار شده و او نقشههاى انجام اين خط ميان شهرهاى رياض و مدينه از راه مرات و قصيم به سوى ينبع وجدّه و يك خط فرعى به سوى مكه را تا پايان سال 1954 تهيه نموده و آماده براى اجراى طرح گرديد ، ليكن به علت كمبود بودجهء دولت ، انجام اين طرح متوقف گرديد . فيلبى از سوى ديگر به تلاش بىنتيجه و بىفايده دولت عربستان براى ترميم خط راه آهن حجاز كه در طى سالهاى شورش عربها و پس از آن آسيبهاى فراوانى ديده بود ، نموده و مىگويد اين تلاشها همواره با شكست روبرو مىشده است و به رغم رفت و آمد هيأتها و گروههاى كارشناسى ميان عربستان و سوريه و اردن و اوامر اكيد پادشاه