خواستار توضيحاتى بودند . همچنين از اين كه ابن سعود بدون در نظر گرفتن افكار عمومى مسلمانان ، خود را پادشاه سرزمينهاى مقدس خوانده است ، اظهار ناخشنودى مىنمودند .
فيلبى به مناسبت ديگرى مىگويد : يكى از عواملى كه سبب شد ابنسعود تهاجم خود را به جدّه تأخير اندازد و در انجام آن كمى تأمل كند ، همانا وجود بيگانگان از اتباع كشورهاى اروپايى در جدّه بود ، كه احتمالًا بر اثر تهاجم و جنگ متضرر شده و او را در برابر كشورهاى اروپايى رو در رو قرار مىداد ، از اين رو ميل داشت خود فرماندهى تهاجم به جدّه را به عهده بگيرد تا از وقوع كشتار و تعدى جلوگيرى به عمل آيد ، و پيشتر نيز به فيصل الدرويش دستور داده بود كه پس از تسليم شهر مدينه به امير محمد از دخالت در امور شهر خوددارى نمايد ولى به رغم صدور اين دستور ، هتك حرمتهايى در مدينه انجام پذيرفت ، همان گونه كه پيشتر نسبت به تعدادى از مقدسات در مكّه هتك حرمت شده بود ؛ كارهايى كه سبب انزجار افكار عمومى مسلمانان در ايران و ديگر كشورهاى اسلامى شده بود .
فيلبى مىگويد : در ماه فوريه 1926 و پيش از ماه رمضان ، براى نخستين بار بلندگو در حرم مكه و مدينه نصب گرديد او آنگاه به ديدار رسمى ملك فاروق از حجاز در سال 1944 اشاره دارد و مىگويد ملك فاروق چندين روز را به همراه ملك عبدالعزيز در يك چادر زيبا كه در كوهستان « جبل رضوى » ميان مدينه و ينبع نصب شده بود گذرانيدند .
فيلبى در كتاب ديگر خود ( 40 سال در سنگلاخ ) « 1 » دربارهء محاصرهء مدينه و تسليم شدن مدافعين آن ، چنين مىگويد : ابن سعود فرستادگان
هامش
( 1 )1 - Philby , H . ST . gobn - Foryyears in the wilderness . London . 1957 .