در روزگار او نيز حبشيان به مردم ستم روا مىداشتند ، و زنانشان را مىگرفتند و مردانشان را مىكشتند و پسرانشان را ميان خود و تازيان مترجم قرار مىدادند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
در صورتى كه ممكن است كلمهء « طير » در اين آيه - چنان كه در كتب لغت هم مضبوط است - به معنى « ناگهان و سريع » باشد .
به عبارت ادبى ، طير در اين آيه ، مصدر به معنى فاعل است و در معنى مجازى خود به معنى حال استعمال شده است .
« سجيل » را اهل لغت به معنى سخت و سنگ سخت و گل پخته مثل آجر ضبط كردهاند و بعضى آن را مركب از سنگ و گل دانستهاند .
به عقيدهء بعضى سجيل لغتى از سجين است و سجين - كه در قرآن نيز نام آن ذكر شده - دركهاى است از جهنم ، يا طبقهء هفتم زمين است .
اگر تصور اخير را براى سجيل قبول كنيم و از فسحت استعارات ادبى بهرهور شويم ، با عقيدهاى كه نسبت به ابابيل در فوق ذكر گرديد ، منافات و مباينتى به وجود نمىآيد .
لكن اگر سجيل را معرب سنگ و گل بدانيم ، بايد معتقد شويم كه آيه ، ناظر به لشكر كشى ايران به يمن در سال 570 يا 576 است و مغلوبيت ايشان به وسيلهء لشكر انوشيروان ، انتقام حمله و جسارت ايشان به كعبه بوده است و خداوند به وسيلهء انوشيروان ، پيروان جسور ابرهه و فرزندان او را كيفر داده است .
در صورتى كه سومين آيه از سورهء فيل اشاره به لشكر كشى ايرانيان باشد ، دور نيست كه طير با طيار يا طياره كه بر لشكريان ساسانى اطلاق مىشده ، رابطهاى داشته باشد . و درين صورت آيهء چهارم ( ترميهم بحجارة بقيه ذيل در صفحه بعد