حمدت الله اذ عاينت طيرا * و خفت حجارة تلقى علينا
و كل القوم يسأل عن نفيل * كان على للحبشان دينا
( اى ردينه ، از ما به تو درود باد . با دميدن صبح چشم شما را روشن كرديم .
شب هنگام ، آتشخواهى از پيش شما به نزد ما آمد ولى از ما بهرهاى نبرد .
اى ردينه ، تو نديدى ، ولى اى كاش در زمينى كه سنگريزهها مىباريد ، آنچه ما ديديم تو هم مىديدى .
درين صورت پوزش مرا مىپذيرفتى و نظر مرا مىپسنديدى ، و براى آنچه در ميان ما از دست رفته ، اندوهگين نمىشدى .
من هنگامى كه پرندگانى را ديدم ، خداى را سپاس گفتم و ترسيدم از اين كه سنگهائى بر سر ما بيفتد .
همهء مردم سراغ نفيل را مىگيرند . مثل اين كه من مديون حبشيان هستم . )
در پيكر ابرهه بيمارى بدى راه يافت كه يكايك اندامهاى او سست مىشد و مىافتاد چنان كه وقتى او را به صنعاء رسانيدند ، مانند جوجهاى شده بود ، ولى نمرد تا هنگامى كه قلب او نيز از سينه بيرون افتاد . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - پروكوپيوس نيز ابرهه را حاكم حبشه بر يمن معرفى مىكند ، و جنگ او را با سردار حبشى به نام ارياط ، شرح مىدهد .
همچنين متذكر است كه ابرهه با پادشاه حبشه صلح كرده است .
وى از جنگ او با ايران نيز سخن گفته است .
لكن ، بنا به روايت وى ، ابرهه جنگ با ايران را ، كه به عنوان همكارى بقيه ذيل در صفحه بعد