سخن دربارهء واقعهء فيل
ابرهه ، پس از چندى كه در يمن فرمانروائى كرد و قدرتى بهم زد ، قليس را در شهر صنعاء ساخت .
قليس كليسائى بود كه در آن روزگار در سراسر روى زمين همانندش ديده نشده بود .
پس از آن كه ساختمان اين كليسا به پايان رسيد ، ابرهه به نجاشى ، پادشاه حبشه ، نوشت :
« من كليسائى ساختهام كه مثل و مانندش را كسى نديده است و از اين خدمت كه به مسيحيت كردهام دست بر نمىدارم تا حاجيان عرب را بدين سوى بكشانم كه به جاى كعبه ، كليساى مرا زيارت كنند . »
اين خبر كه در ميان تازيان پيچيد ، مردى از نسأة [ ( 1 ) ] كه اهل قبيلهء بنى فقيم بود ، به خشم آمد و برخاست و بدان كليسا رفت و در آن جا نشست و تغوط كرد ! بعد به نزد خانوادهء خود
هامش
[ ( 1 ) ] - نسأة به كسانى مىگفتند كه ماه محرم به تاخت و تاز و تاراج دست نمىزدند و جنگ و خونريزى را تا ماه صفر به تأخير مىانداختند .