سپس به يمن تاخت و در آنجا نيز كشتار كرد و غنائمى به دست آورد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
بعضى عقيده دارند كه مستملكات ايران در هند ، كه بواسطهء فشار هونها موقتا از تصرف ايران خارج شده بود در اين زمان برگشت .
بنا بر اين سند و پنجاب را جزو ممالك ايران اين زمان مىدانند . . .
تركها ، پس از آن كه قسمتى از مملكت هياطله به تصرف آنها در آمد ، قوى شدند و ديزابول ، خاقان تركها ، سفيرى در سال 567 ميلادى به دربار ايران فرستاد تا عهدنامهء اتحادى فيما بين منعقد گردد .
انوشيروان از اين اقدام او سخت دلتنگ شد . و چندى بعد سفير ترك مرد . ( تصور مىكنند كه انوشيروان او را زهر داده است . )
در اثر اين قضيه خاقان تركها غضبناك گرديده سفيرى به بيزانس فرستاد و سفيرى نيز از قسطنطنيه نزد خاقان رفت . ( 569 ميلادى ) .
ضمنا تركها بناى تاخت و تاز را در حدود ايران گذاردند .
ولى همين كه سپاه ايران به طرف تركستان رفت ، عقب نشستند .
بعد ، چون ديزابول ديد در ميدان جنگ نمىتواند با ايران طرف شود ، باز سفيرى نزد امپراطور روم فرستاده ، دولت روم شرقى را تحريك كرد كه معاهدهء خود را با ايران نقض كند ( 571 ميلادى ) تحريكات خاقان تركستان در دربار روم مؤثر شد ، زيرا زمينه حاضر بود .
توضيح آنكه امپراطور بيزانس ، يوستن دوم ، از فتوحات انوشيروان در اطراف ايران سخت نگران شده بود و مىترسيد كه قوى شدن ايران موازنه را به هم بزند .
ديگر اين كه انوشيروان درين زمان هفتاد سال داشت و قيصر گمان بقيه ذيل در صفحه بعد