آنچه از منذر گرفته بر گرداند و خونبهاى ياران منذر را هم كه كشته بپردازد و به طور كلى داد منذر را از خالد بستاند . و اگر چنين كارى را نكند ، پيمان صلح شكسته خواهد شد .
انوشيروان در پى اين نامه باز نامهء ديگرى فرستاد و از غطيانوس خواست كه به داد منذر برسد ولى غطيانوس به هيچيك از آن نامهها توجهى نكرد .
انوشيروان كه چنين ديد ، خود را آمادهء نبرد ساخت و با هفتاد و چند هزار سپاه - از راه جزيرهء ابن عمر - به شهرهاى غطيانوس تاخت .
با اين لشكر كشى شهرهاى دارا و رها را گرفت و به شام رفت و منبج و حلب را گشود . همچنين بر انطاكيه دست يافت كه بر همهء شهرهاى شام برترى داشت . فاميه و حمص و بسيارى از شهركها را كه وابسته به شهرهاى مذكور بودند تصرف كرد و آنچه در اين شهرها از اموال و غنائم وجود داشت به دست آورد .
مردم شهر انطاكيه را نيز اسير كرد و به سرزمين سواد برد و فرمان داد تا به جاى انطاكيه براى آنها شهرى در كنار تيسفون بسازند . و آنها را در اين شهر سكونت داد .
اين همان شهر است كه روميه ( رومگان ) ناميده مىشود .
در اين شهر پنج ناحيه ترتيب داد كه عبارت بودند از :
ناحيهء نهروان بالا ، ناحيهء نهروان ميانه ، ناحيهء نهروان پائين ، ناحيهء بادرايا و ناحيهء باكسايا .
انوشيروان براى اسيرانى كه از انطاكيه بدين شهر منتقل كرد ، خواربار و آذوقه ترتيب داد ، و چون با آزادى اديان موافق بود ، يكى از مسيحيان اهواز را در آن جا به كار گماشت تا ، به سبب همكيشى ، با او خوى گيرند و او بهتر بتواند به كارشان سر و سامان دهد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: ابن الأثير
ص٦١