تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
شهربراز روزى سوار بر اسب شد و آن سه برادر نيز در صف ، نزديك به هم ، ايستاده بودند . همين كه شهربراز در برابرشان آمد ، چنان با نيزه او را زدند كه در دم جان سپرد و از اسب سرنگون شد و افتاد . ( در اين حال ، پاسداران ديگر خم شده بودند و سپر مانع از آن بود كه حركات اين سه برادر را ببينند و احتمالا از آن جلوگيرى كنند . ) پس از افتادن شهربراز ، آن سه تن بيدرنگ ريسمانى به پايش بستند و او را كشاندند . برخى از بزرگان نيز آنان را درين كار يارى كردند . همچنين با يك ديگر همدست شدند و گروهى را كه در ريختن خون اردشير دست داشتند ، كشتند . سراسر مدت فرمانروائى شهربراز چهل روز بود .
هامش
[ ( ) ] ( به گفتهء نلدكه ) حتى سربازان سادهء گارد شاهنشاهى هم از نجبا بودند . چون شاه بر اسب مىنشست مستحفظين در دو صف قرار مىگرفتند . هر فردى زرهى و خودى و سپرى و شمشيرى داشت و نيزه‌اى به دست گرفته بود . چون شهريار از مقابل او مىگذشت ، سپر خويش را پيش مىبرد و به جانب حاشيه زين شهريار دراز مىكرد و سر را چندان فرود مىآورد كه پيشانى او به سپر مىرسيد . ( ايران در زمان ساسانيان ، تأليف كريستين سن ، ترجمهء رشيد ياسمى ص 418 )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 233 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت