آزرميدخت به فرماندهء پاسداران كاخ پنهانى دستور داد كه فرخ هرمز را بكشد .
او هم فرخ هرمز را كشت و پيكرش را در ميدان پايتخت انداخت .
بامداد او را كشته يافتند و جسدش را پنهان كردند .
پسر او رستم ، ( رستم فرخزاد ) ، همان كسى بود كه در قادسيه با مسلمانان پيكار كرد .
او در خراسان جانشين پدر خود بود و همين كه خبر كشته شدن پدر را شنيد به خونخواهى او كمر بست و با لشكر خويش به راه افتاد تا به مدائن رسيد و آزرميدخت را گرفت و كور كرد و كشت .
برخى نيز گفتهاند :
« آزرميدخت مسموم شد . »
مدت فرمانروائى آزرميدخت شش ماه بود .
مىگويند :
پس از آزرميدخت مردى آمد كه او را خسرو پسر مهرجسنس مىخواندند . از پشت اردشير بابكان بود و در اهواز به سر مىبرد .
بزرگان او را بر تخت شاهى نشاندند و تاج بر سرش نهادند .
ولى او چند روز بعد ، كشته شد .
و نيز گفته شده است :
كسى كه پس از آزرميدخت به پادشاهى رسيد ، خرزاد خسرو بود كه از فرزندان خسرو پرويز محسوب مىشد .
مادر او ، زنى كرد ، خواهر بسطام بود .
گفته شده است :
او را در حصن الحجاره ، نزديك نصيبين ، يافتند و اندك زمانى بر تخت سلطنت نگاه داشتند و بعد وى را از پادشاهى بر كنار كردند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٦