به دو گفته شد :
« از آن زن هيچ كس باقى نمانده است . »
پس از ثويبه ، زنى كه پيغمبر خدا را شير داد ، حليمه ، دختر ابو ذؤيب بود .
نام ابو ذؤيب ، عبد الله بن حارث بن شجنه از فرزندان سعد بن بكر بن هوازن بود .
شوهرش نيز حارث بن عبد العزى نام داشت .
نام برادر و خواهران رضاعى پيامبر ( ص ) عبد الله و انيسه و جذامه بود . جذامه به « شيماء » شهرت داشت كه به معنى زن خالدار است .
شيماء به اتفاق مادر خود ، حليمه ، از پيامبر نگهدارى مىكرد .
پيامبر خدا ( ص ) پس از اين كه با خديجه زناشوئى فرمود ، حليمه به نزدش رفت .
حضرت محمد ( ص ) او را بنواخت و پاداش داد .
حليمه ، پيش از آن كه پيغمبر مكه را بگشايد ، در گذشت . پس از فتح مكه ، يكى از خواهران حليمه به حضور او رسيد .
پيغمبر از او سراغ حليمه را گرفت و او درگذشت وى را به پيغمبر خبر داد .
به شنيدن اين خبر ، پيغمبر اندوهگين گرديد و چشمانش تر شد .
آنگاه دربارهء بازماندگان وى پرسش فرمود ، و او از آنچه در اين باره مىدانست پيغمبر را آگاه ساخت .
سپس آنچه را كه مىخواست به حضرت باز گفت و پيغمبر نياز او را برآورد .
عبد الله بن جعفر بن ابو طالب گفته است :
حليمهء سعديه تعريف مىكرد كه با چند زن ديگر براى دايگى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٠