نيست . آنها نبايد در چادرهاى موئين بسر برند و آنچه را كه حرمت دارد نبايد جز در سراپردههاى چرمين در آورند .
همچنين گفتند :
مردمى كه براى حج ، يا حج عمره ، مىآيند ، نبايد خوراكى را كه از بيرون حرم با خود آوردهاند در درون حرم بخورند و نبايد به طواف كعبه پردازند مگر با جامهء ويژهء قريش .
بنا بر اين ، اگر چنان جامهاى نمىيافتند ، برهنه طواف مىكردند . و اگر يكى از بزرگان ايشان از برهنه طواف كردن اكراه داشت و جامهء ويژهء طواف را نيز به دست نمىآورد ، با جامهء خود طواف مىكرد ولى هنگامى كه از طواف فراغت مىيافت ، آن را به دور مىافكند و ديگر نه او و نه هيچ كس ديگرى بدان دست نمىزد .
چنين جامهاى را « لقى » ( يعنى : دور افكنده ) مىناميدند .
بنا بر اين اعراب روش قريش را پيروى مىكردند و به آئين ايشان طواف مىنمودند و آنچه خوردنى با خود مىآوردند در بيرون حرم مىنهادند و از خوراك داخل حرم مىخريدند و مىخوردند .
اين شيوهء كار مردان بود . اما زنان : . . . هر زنى همهء جامههاى خويش را مىانداخت جز جوشن گشودهء خود را كه با آن پيرامون حرم مىگشت و مىگفت :
اليوم يبدوا بعضه او كله * و ما بدا منها فلا احله
( امروز برخى از آن ، يا همهء آن آشكار مىشود و من آنچه را كه آشكار شده حلال نمىكنم . )
وضع زيارت خانهء خدا چنين بود تا هنگامى كه خداوند ،