در روزگار او سنهودس ششم براى لعن و تكفير مردى بر پا گرديد كه وى را قورس مىخواندند و از مردم اسكندريه بود .
او مخالف فرقهء ملكيه و موافق فرقهء مارونيه بود .
پس از قسطنطين پسرش ، قسطا ، در زمان خلافت على عليه السلام و معاويه روى كار آمد و پانزده سال فرمانروائى كرد .
بعد ، هر قل كوچك پسر قسطنطين چهار سال و سه ماه بر اورنگ فرمانروائى دوام يافت .
سپس قسطنطين پسر قسطا سيزده سال فرمانروائى كرد .
برخى از اين مدت در روزگار خلافت معاويه و باقى آن در روزگار يزيد و پسرش معاويه و مروان بن حكم و اوائل ايام عبد الملك سيرى شد .
آنگاه اسطينان ، معروف به اخرم ( يعنى كسى كه بينىاش را سوراخ كرده باشند ) در روزگار عبد الملك به فرمانروائى رسيد و امپراطورى او نه سال به درازا كشيد .
بعد روميان او را از كار بر كنار كردند و بينى او را سوراخ نمودند و او را به يكى از جزيرهها راندند .
او گريخت و به پادشاه خزرها پيوست و از او يارى خواست .
ولى او وى را يارى نكرد .
از اين رو پيش ملك بر جان رفت .
پس از او لونطش در روزگار عبد الملك ، سه سال سلطنت كرد . آنگاه كناره گرفت و به گوشهنشينى پرداخت .
بعد ابسيمر ، معروف به طرسوسى ، هفت سال فرمان راند .
سپس اسطينان ، به همراهى و يارى بر جان ، بر او حمله برد .
ميان آن دو جنگهاى بسيارى روى داد و سرانجام اسطينان بر او پيروزى يافت و او را بر كنار كرد و به پادشاهى خويش باز گشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٩