پس از فوقاس ، هر قل ( هراكليوس ) به امپراطورى رسيد .
سبب دست يافتن او بر مسند فرمانروائى اين بود كه لشكريان ايران ، پس از حمله به روم شرقى ، پيش رفتند تا به كرانهء خليج قسطنطنيه رسيدند .
در آن جا فرود آمدند و قسطنطنيه را محاصره كردند .
هرقل كه در اين هنگام از راه دريا با كشتى براى مردم شهر خواربار مىبرد ، موقع را مناسب شمرد و در شكافتن حلقهء محاصره بيباكى و لاورى نشان داد و مردم شهر را كه از نداشتن خواربار در تنگنا افتاده بودند يارى كرد .
از اين رو ، مردم قسطنطنيه دوستدار او شدند و او با استفاده از اين فرصت ، به رهبرى آنان پرداخت و بدرفتارى فوقاس را براى ايشان شرح داد و آنها را به كشتن فوقاس برانگيخت .
مردم نيز چنين كردند و فوقاس را كشتند و هر قل را به فرمانروائى نشاندند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
لئوى اول از 457 تا 474 لئوى دوم از 473 تا 474 ( او با پدر بزرگش ، لئوى اول ، در امپراطورى همكارى داشت . اعقاب وى جز در دورهء ( 1204 تا 1261 ) امپراطورى لاتينى قسطنطنيه ، بر امپراطورى روم شرقى ( بيزانس ) همچنان فرمانروائى داشتند تا آنكه در سال 1453 قسطنطنيه به دست سلطان محمد فاتح افتاد . )
( از دائرة المعارف فارسى )