تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
در نخستين سال امپراطورى او ، سنهودس چهارم بر ضد تسقرس ( يا : ديسقرس ) اسقف قسطنطنيه تشكيل شد . درين شورى سيصد و سى اسقف گرد آمدند و فرقهء يعقوبيه
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : چون خود را زائيد كه آلت و اسباب ظهور اولهيت بود . ولى از جانب ديگر ، شخصى به نام سيريل ، اسقف اسكندريه ، بر ضد عقائد او بر خاسته گفت : « با اين كه عيسى داراى جسم و جسد انسانى و روح و روان ناسوتى است ولى داراى هويت ذاتى نيست بلكه هويت او در كلمهء لوگوس ظاهر مىباشد . ( لوگوس در دين مسيح يكى به معنى سخن خدا و ديگر به معنى عيسى به عنوان دومين شخص در تثليث است ) . اين دو گروه بر ضد يك ديگر برخاسته به يك ديگر تهمت‌ها زدند و نسبت‌ها دادند تا اين كه عاقبت در سال 431 ميلادى بار ديگر شوراى عامى تشكيل گرديد . ولى اين شورى نسبتا ملعبهء اغراض سياسى شده و در تحت نفوذ و فشار امپراطور روم شرقى قرار داشت . در آن جا رسما نسطوريوس را طرد كردند و از جرگهء خود اخراج نمودند . البته بديهى است كه اختلاف عقيده همچنان باقى ماند و منتفى نشد . ( تاريخ جامع اديان ، تاليف جان ناس ، ترجمهء على اصغر حكمت ) از عهد سلطنت فيروز به بعد ، بر اثر آنكه زعماى مدرسهء ايرانيان كه در شهر رها داير بود ، عقائد نسطوريوس را پذيرفته و در نتيجهء اخراج از رها در قلمرو حكومت روميان به نصيبين پناهنده شدند ، اين مذهب در ايران قوت يافت و حتى گاه از طرف شاهنشاهان ساسانى على رغم روميان تقويت شد و كليساهاى نسطوريان در بسيارى از نقاط ايران و برخى از بلاد ما وراء النهر بقيه ذيل در صفحه بعد