در سراسر دورهء امپراتورى او كشتن و پراكندن يهوديان و مسيحيان دوام داشت .
او در اسكندريه پرستشگاه بزرگى ساخت و آن را پرستشگاه خدايان ناميد .
آنگاه به ترتيب ، انطونيوس شش سال ، مقرونيوس ( ماكرينوس ) يك سال و دو ماه ، انطونيوس دوم چهار سال ، الاكصندروس ( آلكساندر سوروس ) - كه ملقب به مامياس است - سيزده سال ، مقسميانوس ( ماكسيمينوس ) سه سال ، مقسموس سه ماه ، غرديانوس ( گورديانوس ) شش سال سلطنت كردند .
بعد فيلبوس ( فيليپ عرب ) بر تخت نشست و فرمانروائى او شش سال به درازا كشيد .
او كيش صابئين را كنار گذاشت و به آئين مسيح گرويد .
بسيارى از مردم كشورش ، او را پيروى كردند و گروهى نيز ، به خاطر اين كار ، مخالف او شدند .
از كسانى كه با او به مخالفت برخاستند ، سردارى بود كه داقيوس ( دكيوس ) خوانده مىشد .
او فيليپ را كشت و بر كشور دست يافت و پس از او به فرمانروائى نشست و دو سال پادشاهى كرد .
او مسيحيان را تحت تعقيب قرار داد . در نتيجه ، اصحاب كهف از دست او گريختند و به غارى پناه بردند كه در كوهى واقع در مشرق افسيس قرار داشت . اين شهر ويران شده بود .
ماندن اصحاب كهف در آن غار يكصد و پنجاه سال به طول انجاميد .
اين درست نيست . زيرا از هنگام بر آسمان رفتن حضرت مسيح عليه السّلام تا اين زمان نزديك به دويست و پانزده سال مىشود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٤