ابن ديصان بر كرانهء رود ديصان كليسائى نيز ساخت .
بعد از ماركوس ، قومودوس ( كومودوس ) دوازده سال پادشاهى كرد .
در روزگار او جالينوس مىزيست كه بطلميوس قلودى را درك كرده بود .
در عهد او دين مسيحيت رونق يافته بود و جالينوس مسيح و مسيحيان را در كتاب خود به نام « جوامع كتاب افلاطون در سياست » ذكر كرده است .
پس از كومودوس ، برطينقش ( پرتيناكس ) تنها سه ماه ، و بعد از او يوليانوس ( ديديوس يوليانوس ) تنها دو ماه پادشاهى كرد .
سپس سيوارس ( سوروس ) به روى كار آمد كه فرمانروائى وى هفده سال به درازا كشيد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
مخالف است لكن در معنى هر سه شعبات يك اصلند و نيز مىتوان گفت مانى در عقائد خويش بر اثر او رفته و از وى اخذ و اقتباس كرده است .
چنان كه شهرستانى گويد : اين فرقه معتقد به دو اصل نور و ظلمت باشند نور را فاعل خبر به اختيار و قصد ، و ظلمت را فاعل شر به اضطرار و جبر دانند . و جملهء نيكى و سود و طيب و زيبائى را به نور نسبت كنند و زيان و گندگى و زشتى را به ظلمت منسوب دارند و گويند : نور ، زنده ، دانا ، حساس و دراك است و جنبش و حيات از اوست . و ظلمت . مرده ، نادان ، ناتوان ، جماد ، موات و بىجنبش و بىتميز است . باز گويند كه شر از ظلمت صادر شود و خير از نور . . .
( خلاصه از لغتنامهء دهخدا )