او تا شهرهاى سرزمين اران پيش رفت و زمينهائى را كه ميان رود ارس تا شروان قرار داشتند تصرف كرد .
در آن جا قباد نيز به دو پيوست .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
بنا به قول پروكوپيوس ، مادر خسرو دختر اسپيبدس بويه ، يعنى سپاهبد بويه بود كه در سال 505 يا 506 ميلادى با نمايندهء روم موسوم به سلر قرار داد متاركه بست .
قباد براى استوار كردن پادشاهى خسرو ، كه او را به جانشينى خود برگزيده بود به ژوستن پيشنهاد صلح قطعى كرد و خواهش نمود كه او خسرو را به فرزندى بپذيرد .
ژوستن ، بنا به مشورت پروكلوس وزير مشاور خود ، اين پيشنهاد را پذيرفت به شرط آن كه رسم فرزندخوانى به موجب سند كتبى انجام نگيرد بلكه ، چنان كه در طوايف وحشى معمول است ، به وسيله سلاح انجام شود .
ظاهرا در اين جا مراد طرز فرزندخوانى قبائل ژرمن ساكن اروپا بوده است كه گويا چندان الزام آور نبوده و تكليفى به وجود نمىآورده است .
از آن جا كه قباد نمىتوانست اين شرط را بپذيرد ، گفت و گو به جائى نرسيد .
مشكل ديگر آن بود كه ايران پيشنهاد كرده بود كه ولايت لازيكا ، يا كلخيز ، از آن ايران شود .
پس مذاكرات بين طرفين معوق ماند .
ارتشتاران سالار سياوش باتفاق ماهبوذ ( مهبود ) ، از رجال بزرگ كه از دودمان سورن بود ، مأمور ختم گفت و گوى صلح با روم بودند .
چون جواب به مراد قباد نيامد ، ماهبوذ هم از سياوش پيش شاه بقيه ذيل در صفحه بعد