انوشيروان همين كه زمام امور را به دست گرفت ، به انجام كارهائى كه پدرش فرمان داده بود پرداخت .
در روزگار قباد ، خزرها نيز خروج كردند و به شهرهاى ايران تاختند و به تاراج پرداختند تا به دينور رسيدند .
قباد يكى از فرماندهان بزرگ خود را با دوازده هزار سرباز به سركوبى او فرستاد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
بزرگان بيزانس را به او داد و او را دوباره از طرف روم به لازيكا فرستاد .
در حدود سال 519 ميلادى قباد خواست جانشين خود را شخصا برگزيند .
او سه پسر داشت : كيوس ، ژم و خسرو .
كيوس مهتر آنان بود و پس از بر افتادن خاندان گشنسب داد ( جسنف شاه ) كه از اواخر اشكانى بر ولايت پذشخوارگر ، يعنى ناحيهء كوهستانى طبرستان تسلط داشتند ، فرمانرواى آن ناحيه بود و مسلك مزدكى داشت .
ظاهرا مادر كيوس ، زامبيكه ، دختر خود قباد بود .
بعضى نوشتهاند كه مادر كيوس خواهر قباد بود .
ژم ، فرزند دوم قباد ، از يك چشم نابينا بود ، و اين نقص جسمانى موجب محروميت او از سلطنت مىگرديد . وى معروف به پهلوانى و دليرى بود .
پسر سوم قباد ، خسرو نام داشت .
پدر ، خصالى كه شايستهء پادشاهان است در او مىديد جز بدگمانى كه نقص او شمرده مىشد .
اين كه نوشتهاند . مادر خسرو دختر دهقانى از دودمانهاى قديم بود كه قباد هنگام فرار به نزد هياطله در نيشابور او را ديده به كابين خود در آورده بود ، افسانهاى بيش نيست .
بقيه ذيل در صفحه بعد