تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

سخن دربارهء شاپور ، پسر شاپور ذو الاكتاف ( شاپور سوم )

شاپور ، پس از آن كه عمويش از سلطنت خلع شد ، به پادشاهى نشست و مردم از اين كه تخت و تاج پدرش به دو رسيده ، شادى بسيار كردند . شاپور در آغاز فرمانروائى خويش به نمايندگان و كارگزاران خود نوشت كه دادگرى پيشه سازند و با مردم به مهربانى رفتار كنند . به وزيران و اطرافيان خود نيز همين دستور را داد . عموى او هم ، كه از پادشاهى بر كنار شده بود به فرمان او در آمد . مردم نيز همه دوستدار او شدند . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - شاپور در سال دوم سلطنت خود پيمان صلحى با دولت روم بست و نيز به سركوبى طايفه‌اى از اعراب موسوم به « اياد » لشگر كشيد . از اين جهة عرب‌ها او را « سابور الجنود » لقب داده‌اند . وى در طاق بستان ، در يك فرسنگى شمال شرقى كرمانشاهان ، بقيه ذيل در صفحه بعد