سخن دربارهء پادشاهى اردشير ، پسر هرمز ( اردشير دوم )
اردشير هنگامى كه به پادشاهى رسيد و پايههاى فرمانروائى وى استوار شد از بزرگان و صاحبمنصبان كشور روى گرداند و بسيارى از ايشان را كشت . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - پس از مرگ شاهپور دوم دورهاى فرا رسيد كه بيش از يك قرن طول كشيد . در اين مدت پادشاهان كم شخصيت به تخت نشستند و بين آنان و اشراف فئودال كه با روحانيون مقتدر زرتشتى مناسبات دوستانه داشتند و به سبب موروثى بودن برخى از مشاغل عاليهء شاهنشاهى در ميان ايشان ، نفوذشان روز افزون مىشد ، اختلاف بود .
قدرت پادشاه كه بر اثر مخالفتهاى منظم نجبا ضعيف مىشد ، به او اجازهء تعيين جانشين خويش را ، چنان كه در زمان نخستين شاهان ساسانى معمول بود ، نمىداد .
در اين دورهء طولانى ايران به صورت سلطنتى انتخابى در ميان افراد خاندان ساسانى در آمد و ازدياد نفوذ نجبا بيشتر در زمان اردشير دوم آغاز بقيه ذيل در صفحه بعد