تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
گاهى مخلوع از آن است ، تغيير ودگرگونى ، رسم وآيين زمانه است . هر آينه من بر اثبات ( قدر ) بينه وقياس معتبر داشتم كه تجربه هاى مختلف نيز آن را تأييد مىكرد وهرگاه قياس معتبر بر حق اقامه گردد وتجربه نيز آن را تأييد نمايد ، ( ايمان ) مؤكد واستوار مى شود وو هم عيب جويى شبهه انگيز خود روى بر مىتابد ، وبه آنها گوش نمى سپارد وذهن از آنها سر باز مى زند . اما اين رفيق من در انكار قدر از وسوسه هاى شيطان پيروى نموده وبه قدرى ذهن أو در اين مسألة لغزنده است كه نمى توان آن را به چنگ آورد وحجت بر آن فائق نمى گردد . به درستى كه وى فريب شبهه اى را خورده كه به صورت زنگارى ضخيم ، قلب أو را فرا گرفته است به گونه اى كه دندان تيز انديشه وعقل بر آن تأثير نمى گذارد . أو مى خواهد چهره حق را از پشت پارچه اى كهنه ، روشن بنگرد ، در نتيجة ، كنه حقيقت بر وى نمايان نگشته ، وصورت حق در برابر أو ظاهر نمى شود وى فقط براي خداوند از عادات وروشهاى بندگان أو مثالهايى را مى آورد واحكام ويژه آنان را بر أو جارى مى سازد ومن با هر سرمه اى ، چشم عقل أو را سرمه كشيدم ، ولى أو با ديده خار وخاشاك به آن نگريست وهر آية اى كه به وى نشان دادم ، بركت آن به أو پشت نمود . پس شايد ديدار تو بهترين آرزوى ناخواسته اى باشد كه بواسطة آن نفس معالجه شده وبراي ما مشخص شد كه اين آرزو بطور غير مترقبه به سمت ما آمد . از يك چنين رفيق ومصاحبى بايد به سوى تو فرياد برآورد واز تو يارى طلبيد ودرخواست نزديك شدن به تو نمود وطواف بر گرد وجود تو را طلب كرد كه بدست آوردن خوبيهاى تو وبه سخن آوردنت براي نيل به موعظه هاى تو از بهترين اغراض ومقاصدى است كه خداوند ملاقاة با تو را فرآهم نمود وبه نزديك شدن به تو ، بر ما منت نهاد . پس بر ما انعام كن ، شايد بصيرت أو تيز وبينا گردد ، بصيرتي كه خستگى ودرماندگى آن را فراگرفته وميل وهوى بر آن مستولى گرديده وآرامش و