أو نباشد ، يا از حوزه قانون عليت خارج بوده باشد ودر مقابل آن ، عرض اندام
كند ، تصور ندارد . پس تغيير وتبديل سرنوشت به معناى قيام عاملي در نقطه مقابل
قضاء وقدر يا در جهت مخالف قانون عليت ، محال وممتنع است .
واما تغيير سرنوشت به معناى اينكه عاملي كه خود نيز از مظاهر قضاء وقدر
الهى وحلقه اى از حلقات عليت است ، سبب تغيير وتبديل سرنوشتى بشود وبه
عبارت ديگر : تغيير سرنوشت به موجب سرنوشت وتبديل قضاء وقدر به حكم
قضاء وقدر ، هر چند شگفت ومشكل به نظر مى رسد اما حقيقت است .
در مورد سرنوشت حتمي وغير حتمي ، تفسيرهاى گوناگونى كرده اند كه
معروف ترين آنها عبارتند از :
نظريه أول
هر پديده اى كه علل وأسباب ويژه اى دارد ، چنانچه همه آنها در وقت
مخصوص به خود ، وجود پيدا كند ، قضاء وقدر الهى نسبت به آن پديده در آن
وقت ، حتمي وقطعي خواهد بود ، ولى اگر در آن وقت به خاطر آماده نبودن همه
أسباب وعلل ويا پديد آمدن موانع ، پديد نيايد ، قضاء وقدر الهى نسبت به آن در
آن وقت ، غير حتمي خواهد بود ، گرچه براي كسى كه از حقايق أمور ناآگاه است ،
جلوه حقيقي داشته باشد .
مثلا پزشكى ، شخصي را مورد معاينه قرار مى دهد ، از لحاظ توانائى جسمي
وروحي ، عمر صد سأله را به أو نويد مى دهد ، چنين شخصي كه استعداد وآمادگى
عمر صد سأله را دارد ، چنانچه تمام شرايط وأسباب وعوامل زندگى تا صد سال ،
برايش فرآهم گردد وعوامل نابودى از أو دور شود ، برايش عمر صد سأله سرنوشت
قطعي خواهد بود ، واگر نه با آن كه ظواهر امر ، چنين عمرى را اقتضاء مى كرده ،