ويا پرايش عوامل غير مترقبه ديگر پيش بيايد ، پنجاه سال عمر مى كند ، اين نيز
قانون قطعي وتغيير ناپذير است ، در اين صورت ، تقدير قابل تغيير نخواهيم
داشت ، زيرا قوانين كلى ، تغيير پذير نيست .
2 - وبه معناى ديگر ، تمام تقديرها ، غير قطعي هستند ، زيرا در موردى كه
شرايط يك قانون كلى ، تحقق پيدا كرده است ، امكان تغيير ، جايى نرفته است ،
قضية از نظر ذات خود ، امكان تغيير را نيز دارد ، پس با فرض تحقق شرايط ، باز
قضاء وقدر ، جنبه غير حتمي خود را از دست نمى دهد . ( 1 )
پاسخ به اشكالات :
بعضي از ناظرين ، به اين اشكالات چنين پاسخ گفته اند :
( ملاك در اين تقسيم ، قوانين كلى جهان آفرينش نيست تا همگى حتمي
وقطعي گردند ، بلكه ملاك در آن ، مصاديق وموضوعات آنهاست ، چه بسا شرط
جريان يك سنت الهى ( مانند عمر صد سأله ) در فردى هست ودر فرد ديگر نيست ،
موضوعي كه واجد اين شرط است ، جريان قانون آفرينش در آن حتمي است . وأو
قطعا از يك عمر طبيعي بهره مند خواهد شد ، ولى درباره فردى كه فاقد اين شرط
است ، اگر چه در پيشگاه خداوند وكساني كه به نوعي از وضع أو آگاهى دارند ،
عكس آن حتمي وقطعي است ، ولى با در نظر گرفتن أصل شايستگى وقابليت أو
نسبت به اين زندگى ، وبا توجه به اينكه آينده أو براي ما مبهم ومردد است ، چنين
تقديرى درباره أو قطعيت ندارد .
أصولا هر موقع ، سخن از تقدير لازم وغير لازم به ميان مى آيد ، هرگز مقصود ،
قوانين كلى جهان نيست كه همواره قطعي وحتمي مى باشند ، بلكه مقصود ، موارد
هامش
( 1 ) - انسان وسرنوشت ، مرحوم أستاذ شهيد مطهرى ص 74 - 75 .