سخن دربارهء اشمويل و طالوت
درباره سرگذشت اشمويل بن بالى آمده است كه :
وقتى روزگار گرفتارى و بدبختى فرزندان اسرائيل به درازا كشيد و دشمنان به آب و خاكشان چشم دوختند و آن تابوت نيز از ايشان گرفته شد ، ديگر به روزى افتادند كه با هيچ پادشاهى روبرو نمىشدند جز با بيم و هراس .
در اين گير و دار ، جالوت ، پادشاه كنعانيان ، كه كشورش در ميان مصر و فلسطين بود ، بر بنى اسرائيل تاخت و پيروزى يافت و جزيه ، يعنى ماليات سرانه بر آنان بست و تورات را از ايشان گرفت .
بنى اسرائيل كه چنين ديدند به دعا از خداوند خواستند كه پيغمبرى را به رهبرى ايشان برانگيزد تا به يارى او با دشمنان خود پيكار كنند .
افراد خاندان نبوت همه از جهان رفته بودند و كسى برجا نمانده بود جز زنى آبستن كه او را زندانى كردند زيرا مىترسيدند