سخن دربارهء پادشاهى سليمان بن داود عليه السلام
پس از درگذشت داود ، پسرش ، سليمان ، بر فرزندان اسرائيل پادشاهى يافت .
سليمان ، هنگامى كه به فرمانروائى رسيد ، پسرى سيزده ساله بود و خداوند گذشته از اورنگ و افسر پادشاهى ، پايهء پيغمبرى نيز به دو بخشيد .
سليمان از خداوند درخواست كرد تا پادشاهى باشكوهى به وى ارزانى فرمايد كه پس از او نصيب هيچ كس نگردد .
خداوند درخواست وى را پذيرفت و آدميان و پريان و اهريمنان و پرندگان و باد ، همه را رام او ساخت و به فرمان او درآورد . از اين رو ، هنگامى كه از سراى خويش بيرون مىرفت تا وقتى كه به بارگاه خود مىرسيد و مىنشست ، پرندگان به گرد او مىگشتند و آدميان و پريان به خدمت او مىپرداختند .
و نيز گفته شده است :
باد و پريان و اهريمنان و پرندگان و آفريدگان ديگر ، تنها هنگامى به فرمان سليمان درآمدند كه فرمانروائى از دست او بيرون رفته و خداوند سبحان دوباره آن را به دو برگردانده بود