تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
به حال اول برگشت ، آن را باز گيرد و گلهء گوسپند را به صاحبش پس بدهد . » داود گفته‌ى او را به كار بست . و خداى بزرگ فرمود :
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً
[ ( 1 ) ] ( پس ما اين گونه داورى را به سليمان آموختيم . و - اگر چه - به هر يك ، يعنى به داود و سليمان ، فرزانگى و دانش بخشيديم . ) برخى از علما گفته‌اند : اين داستان دليلى است بر آن كه هر كس در احكام فقهى اجتهاد كند ، به رأى درست مىرسد . بنابر اين اگر داود اجتهاد به كار نبرد و در صدور حكمى كه نزد خداى تعالى درست باشد ، دچار لغزش شد ، سليمان ، با اجتهاد ، آن را درست كرد . با اين وصف خداى بزرگ فرموده است :
وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً
( ما به هر دو حكمت و علم بخشيديم . ) سليمان از دسترنج خويش نان مىخورد و بسيار پيكار مىكرد . هنگامى كه مىخواست به پيكار رود دستور مىداد تا تختى بسيار پهناور از چوب بسازند كه گنجايش همهء لشكريان او را داشته باشد . بر اين تخت لشكريان و چارپايان با آنچه مورد نيازشان بود ، همه سوار مىشدند . آنگاه سليمان به باد فرمان مىداد كه آن تخت را حمل كند .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره انبياء - آيه 79
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 40 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت