به حال اول برگشت ، آن را باز گيرد و گلهء گوسپند را به صاحبش پس بدهد . »
داود گفتهى او را به كار بست . و خداى بزرگ فرمود :
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً
[ ( 1 ) ] ( پس ما اين گونه داورى را به سليمان آموختيم . و - اگر چه - به هر يك ، يعنى به داود و سليمان ، فرزانگى و دانش بخشيديم . )
برخى از علما گفتهاند :
اين داستان دليلى است بر آن كه هر كس در احكام فقهى اجتهاد كند ، به رأى درست مىرسد . بنابر اين اگر داود اجتهاد به كار نبرد و در صدور حكمى كه نزد خداى تعالى درست باشد ، دچار لغزش شد ، سليمان ، با اجتهاد ، آن را درست كرد .
با اين وصف خداى بزرگ فرموده است :
وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً
( ما به هر دو حكمت و علم بخشيديم . )
سليمان از دسترنج خويش نان مىخورد و بسيار پيكار مىكرد .
هنگامى كه مىخواست به پيكار رود دستور مىداد تا تختى بسيار پهناور از چوب بسازند كه گنجايش همهء لشكريان او را داشته باشد .
بر اين تخت لشكريان و چارپايان با آنچه مورد نيازشان بود ، همه سوار مىشدند . آنگاه سليمان به باد فرمان مىداد كه آن تخت را حمل كند .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره انبياء - آيه 79