بود ، روزى در زير سايهء درختى پرندهاى را ديد كه دانه در دهان جوجهء خود مىنهاد .
همين كه او را ديد آرزوى فرزند به دلش راه يافت و از خداوند درخواست كرد كه به دو فرزندى ببخشد و با پروردگار خود پيمان بست كه اگر فرزندى نصيب وى شود او را در شمار خدمتگزاران و كاركنان بيت المقدس قرار دهد .
بنابر اين ، هنگامى كه باردار شد آنچه را كه در رحم داشت « محرر » ساخت . محرر يعنى كسى كه از دلبستگى به كارهاى جهان آزاد شده و در پرستشگاه به خدمت خدا پرداخته است .
حنه نمىدانست كه نوزاد او پسر خواهد بود يا دختر . در هر صورت ، ميان بنى اسرائيل رسم بود كه اگر كسى نذر مىكرد پسرش محرر باشد او را به كنيسه مىفرستاد تا در آن جا خدمت كند و از آن جا دور نشود تا به سن بلوغ برسد .
همين كه بالغ مىشد ، اختيار داشت كه اگر مىخواهد بماند ، و اگر نمىخواهد به هر كجا كه مايل است برود .
ضمنا تنها پسران محرر مىشدند و زنان ، به سبب حيض و بيمارىهاى ديگر ، شايستگى اين كار را نداشتند .
هنگامى كه عمران درگذشت ، همسرش ، حنه ، به مريم آبستن بود .
فَلَمَّا وَضَعَتْها ، قالَتْ : رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ . . .
[ ( 1 ) ]
( چون فرزند خود را بزاد - و ديد كه نوزاد وى دختر است - گفت :
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره آل عمران - آيه 36