دادم و تو آن را درست به كار نبستى ! از اين رو ، پادشاهى را از تو و فرزندانت مىگيرم چنان كه تا روز رستاخيز ديگر اين تاج و تخت به شما باز نگردد . »
آنگاه خداوند به اشمويل فرمود تا داود را بر او رنگ شاهى بنشاند . اشمويل نيز داود را به پادشاهى رساند .
داود سپس به پيكار جالوت رفت و او را كشت .
خداوند حقيقت را بهتر مىداند .
هنگامى كه داود به فرزندان اسرائيل فرمانروائى يافت ، خداوند او را پادشاهى و پيامبرى بخشيد و زبور را بر او فرو فرستاد .
خداوند ، همچنين صنعت زره سازى را به داود آموخت .
داود نخستين كسى است كه زره ساخت .
خدا آهن را براى داود نرم كرد و به كوهها و پرندگان فرمود تا هنگامى كه داود به نيايش مىپردازد با او در نيايش پروردگار همزبان شوند .
خدا آوازى به دلنشينى و گيرائى آواز داود به هيچكس نداد . او به اندازهاى خوش آواز بود كه وقتى زبور مىخواند .
حيوانات نزديك او مىآمدند تا جائى كه داود به گردنشان دست مىانداخت و آنها فريفتهء شنيدن آواز او مىشدند .
مردى سخت كوش و سخت پيكار بود . خدا را بسيار پرستش مىكرد و بسيار مىگريست . شبها بر مىخاست و به نيايش مىپرداخت و روزها روزه مىگرفت . هميشه نيمى از سال را به شب زنده دارى و روزه دارى مىگذراند .
در بارگاه او پيوسته چهارهزار تن پاسدارى مىكردند .
ولى او - با همهى شكوه پادشاهى - از دسترنج خويش نان مىخورد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤