اسير كنندهء اسيران ، خود اسير شد . »
دومى گفت :
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
كرده بود .
در كنار اين رود اسكندر شهرى بنا كرد كه موسوم به اسكندريهء اقصى گرديد . ( تصور مىكنند كه خجند كنونى است . )
در اين احوال به اسكندر خبر رسيد كه اسپيتامن ياغى شده و سكها ( سكاها ) را به كمك خود طلبيده است .
در اثر اين خبر به او پرداخته با زحمت زياد شكستش داد . و در نتيجه ، سكها سر اسپيتامن را بريده نزد اسكندر فرستادند .
سفر جنگى به هند - پس از اين كارها اسكندر در 327 پيش از ميلاد در باختر با ركسانا ، دختر اكسيارتس ( به كسر الف و تاء ) ، يكى از اميران سفد ، عروسى كرد .
نويسندگان ايرانى ، اين خانم را روشنك ناميدهاند و تصور مىكنند دختر داريوش بوده ولى محققين او را دختر امير مذكور مىدانند .
چون لوازم سفر هند مهيا شده بود ، اسكندر از راه هندوكش عازم آن مملكت گرديد .
قشون او درين سفر به يكصد و بيست هزار نفر بالغ بود .
اسكندر از معبر خيبر ، و پلى كه بر روى رود سند ساخته بودند ، گذشته به شهر تاكسيلا ، در پنجاب ، وارد شد .
پادشاه و اهالى آن با آغوش باز اسكندر را پذيرفتند .
بقيه ذيل در صفحه بعد