آنگاه دست خود بر تابوت نهاد و گفت :
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
موافق روايات پارسىهاى زرتشتى : اسكندر بعد از تسخير ايران ، اوستا را از گنج شاپيكان بدست آورده امر كرد بعضى از قسمتهاى آن را كه راجع به طب و نجوم بود به زبان يونانى ترجمه نمايند و باقى را در آتش انداخت .
محققين نتوانستهاند معلوم نمايند كه گنج شاپيكان كجا بوده است .
اسكندر پس از آن كه به كارهاى تپورستان ( طبرستان ) تمشيت داد ، در صدد تسخير ممالك شرقى ايران برآمد .
در ابتدا اسكندر به طرف گرگان رفت و در زادكرت ، كرسى آن .
سه دسته قشون مقدونى به هم رسيدند .
از گرگان اسكندر به طرف پارت ( خراسان حاليه ) و هرات رفت و بعد به زرنگ ( سيستان ) و رخج ، پس از آن به بلخ درآمد ( 328 پيش از ميلاد ) .
در اين جا شنيد كه بسسوس ، قاتل داريوش ، از بلخ هم فرار كرده و از جيحون گذشته است .
اين بود كه به اسپيتامن ، سردار ايرانى و رئيس سواره نظام در سغد ، امر كرد او را بگيرد .
پس از آن ، قاتل شاه به زودى دستيگر و در همدان مصلوب گرديد .
بسسوس چند ماهى در باختر به اسم اردشير چهارم سلطنت كرد .
اسكندر ، بعد از عبور از جيحون ، به مرگند ( سمرقند كنونى ) رفت و از آن جا تا رود سيحون تاخته به جائى رسيد كه كورش بزرگ بناى شهرى بقيه ذيل در صفحه بعد