عمر او ، بنا به گفتهاى ، سى و شش سال بود .
هامش
[ ( ) ] چنان كه تا كسى دشمنى را نمىكشت ، مرد محسوب نمىشد و نمى - توانست در ميان اقران خود بنشيند .
خانواده بر تعدد زوجات تشكيل شده بود .
مملكت مذكور در نتيجهء قشون كشى داريوش بزرگ به مملكت سكها ( يا سكاها ) ، جزو ايران گرديد ولى بعد از جنگ پلاته مجزا شد .
اول پادشاهى كه مقدونى را بزرگ و قوى كرد ، فيليپ بود ( 359 - 336 پيش از ميلاد . )
اين پادشاه تشكيلاتى به مقدونى داد و قشونى بياراست كه سرآمد قشونهاى آن زمان شد .
بعد با دول يونانى جنگ كرده آنها را تابع خود كرد و پس از آن در تهيه جنگ با ايران گرديد و يونانىها را بر خلاف ميل باطنى آنها مجبور نمود كه او را به سپهسالارى كل قشون يونان براى جنگ به ايران انتخاب نمايند .
ولى دو سال 336 پيش از ميلاد ، هنگامى كه عازم ايران بود ، كشته شد .
اسكندر بعد از پدر به تخت نشسته در صدد اجراى خيال او بر آمد و بعد از دو سال عازم ايران گرديد .
جهات لشكر كشى فيليپ و اسكندر را چنين بيان مىكردند :
1 - كشيدن انتقام در ازاى لشكر كشى خشايارشا به يونان .
2 - كوتاه كردن دست ايران از مداخلات در امور اين مملكت و الغاء