پيكر او را در تابوتى زرين نهادند كه گوهر نشان بود و آن را به صبر زرد اندودند تا دگرگون نشود .
آنگاه تابوت را به اسكندريه پيش مادرش بردند .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
فرمان اردشير دوم ( عهد نامهء تالسيد . )
جهات ظاهرى ، اينها بود . ولى در باطن شهوت جهانگيرى را را بايد منشاء اين جنگ مقدونى با ايران دانست .
طلاى زياد خزانهء ايران و ثروت ممالك غربى آن نيز البته مؤثر بوده است .
عدهء قشون اسكندر چهل هزار نفر و بالمناصفه مركب از سپاهيان زبده مقدونى و يونانى بود .
چون يونانىها باطنا دشمن مقدونى و طالب فتح ايران بودند ، اين نكته ، و نيز امكان اين كه دولت ايران در غياب اسكندر از اوضاع استفاده كرده با عمليات بحريهء خود در اروپا ، پيشرفتهاى اسكندر را در آسيابى نتيجه گذارد ، او را مجبور نمود كه به اين عده اكتفا كرده قوهاى هم در مقدونى نگاه دارد .
جنگ گرانيك - در بهار سال 334 پيش از ميلاد ، اسكندر از بغاز داردانل گذشته وارد آسياى صغير شد و جنگ اول در كنار رود گرانيگ ( كه اكنون موسوم به كجاسو است ) و به درياى مرمره مىريزد ، روى داد .
قشون ايران درين جا مركب بود از سواره نظام ايرانى به عده بيست هزار نفر ، و پياده نظام اجير يونانى به همان عده .