تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
دائى خود شتافت . از ترس ، هميشه روز در گوشه‌اى پنهان مىماند و شب « سير » مىكرد و « سارى » بود . از اين رو « اسرائيل » ناميده شد . بعد كه با دو دختر دائى خود زناشوئى كرد ، هر دو را با هم در يك زمان به عقد خويش درآورد . [ ( 1 ) ] بدين مناسبت است كه خداى بزرگ فرمود :
أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ .
[ ( 2 ) ] ( حرام است بر شما كه دو خواهر را در يك زمان براى خود عقد كنيد ، مگر عقدى كه پيش از نزول اين حكم ، شده است . ) يعقوب از اين دو خواهر داراى فرزندانى شد و راحيل هنگام زادن بنيامين درگذشت . يعقوب هنگامى كه مىخواست به بيت المقدس بازگردد دائى او گله‌اى گوسفند به دو داد . در آغاز حركت ، چون زاد و توشه‌اى با خود نداشتند ، همسر يعقوب به يوسف گفت : « بتى از بت‌هاى پدرم را بدزد تا با آن براى خود زاد و توشه‌اى فراهم كنيم . » يوسف نيز بتى از بت‌هاى پدر او را دزديد . يعقوب ، يوسف و برادرش بنيامين را چون بىمادر بودند ،
هامش
[ ( 1 - ) ] اين مطلب با آنچه در صدر اين مقال آمد اختلاف دارد چون در آنجا گفته شده كه يعقوب نخست با ليا دختر دائى خود زناشوئى كرد و پس از درگذشت او خواهرش را گرفت . ممكن است قسمت دوم روايت سدى و قسمت اول روايت ديگران باشد - م [ ( 2 ) ] - سوره نساء - آيه 23
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت