تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
« سنگ خوبى براى من بياور كه در پاى بنا بگذارم تا براى مردم نشانه‌اى باشد . » در اين هنگام كوه ابو قبيس بانگ برآورد و به دو گفت : « تو در نزد من سپرده‌اى دارى . » ( كه حجر الاسود است . ) و نيز گفته‌اند : « بل جبرائيل ابراهيم را از حجر الاسود آگاه ساخت كه او نيز آن سنگ را برگرفت و در جاى خود گذارد . اين دو تن ، يعنى ابراهيم و اسماعيل ، در تمام مدتى كه سرگرم ساختمان كعبه بودند ، خدا را مىخواندند و گفتند : «
رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
» [ ( 1 ) ] ( پروردگارا ! اين خدمت را از ما بپذير . توئى كه فرياد نياز همه را مىشنوى و از همه آگاهى ) . هنگامى كه مقدارى از آن ساختمان بالا رفت ، ابراهيم كه پير و سالمند بود ، وقتى از برداشتن سنگ‌ها فرو مىماند ، بر روى سنگى رفع خستگى مىكرد ، سپس سنگ را برمىداشت و در ساختمان به كار مىبرد . آن جا همان « مقام ابراهيم » است . همين كه ابراهيم ساختمان خانه كعبه را به پايان رساند خداوند به دو فرمان داد كه ميان مردم گلبانگ برآورد و آنان را به اداى مراسم حج فرا خواند . ابراهيم گفت : « پروردگارا ! چه گونه صداى من به گوش مردم خواهد رسيد ؟ » خداوند فرمود : « تو ندا در ده ، و من آن را به گوش
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره بقره - آيه 127