تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
كند ، من نيز به تو آزارى نمىرسانم . ساره دعا كرد و دست فرعون آزاد شد . ولى دوباره دست به سوى ساره دراز كرد . باز دستش به سختى ، گرفت و از حركت فرو ماند . بار ديگر به ساره گفت : « از خداى خود بخواه كه دست مرا آزاد كند . من ديگر به تو كارى ندارم . » ساره بار ديگر دعا كرد و دست فرعون آزاد شد و حركت خود را باز يافت . فرعون براى سومين بار نيز به سوى او دست گشود ولى به يادش آمد كه باز مانند دو بار پيشين دستش خشك خواهد شد . از اين رو ، يكى از پست‌ترين پرده‌داران و خدمتگزاران خويش را فرا خواند و به او گفت : « تو براى من انسان نياورده ، بلكه شيطان آورده‌اى ! » اين زن را بيرون ببر و هاجر را به دو ببخش . » او نيز چنين كرد و ساره هاجر را با خود برد . ابراهيم همين كه دريافت زنش آزاد شده ، نماز خود را به پايان رساند و به دو گفت : « گمراه شدى ؟ » ساره گفت : « خداوند آسيب كافران را از سرما دور كرد و هاجر را نيز خدمتكار ما ساخت . » ابو هريره مىگفت : « آن خانم ، مادر شما بود ، اى فرزندان ماء السماء [ ( 1 ) ] » .
هامش
[ ( 1 - ) ] ماء السماء : عامر بن حارثة الغطريف الازدى از يعرب : امير غسانى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 23 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت