نام او سنان بن علوان بن عبيد بن عولج بن عملاق بن لاوذ بن سام بن نوح بود .
گفته شده است كه او برادر ضحاك بود و ضحاك او را از سوى خود به حكومت مصر گماشته بود .
ساره ، همسر ابراهيم ، زيباترين زنان بود و به هيچ روى از فرمان ابراهيم سرپيچى نمىكرد .
فرعون همين كه وصف زيبائى او را شنيد ، براى ابراهيم پيام فرستاد و از او پرسيد :
« اين خانم كه همراه تست ، كيست ؟ » جواب داد : « خواهر من است . »
منظورش آن بود كه : « خواهر دينى من است . » چون مىترسيد اگر بگويد : « او زن من است . » ، به دست فرعون كشته شود .
فرعون به دو گفت :
« او را آرايش كن و به نزد من بفرست . »
ابراهيم نيز به همسر خويش دستور داد كه خود را بيارايد .
ساره دستور شوهر را به كار بست و ابراهيم او را به پيش فرعون فرستاد .
هنگامى كه خانم وارد بارگاه فرعون شد ، فرعون دست خود را به سوى او دراز كرد .
ابراهيم همين كه زن خود را پيش فرعون فرستاد ، برخاست و به نماز ايستاد و به درگاه خداوند درباره همسر خويش دعا كرد .
از اين رو ، وقتى فرعون دست به سوى آن خانم گشود ، دستش ناگهان به جاى خشك شد و از حركت باز ماند .
ناچار به او گفت : از خداى خود بخواه كه دست مرا آزاد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢