تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
زرد ، و در روز دوم سرخ ، و در روز سوم سياه خواهد شد . همچنان شد كه صالح گفته بود . مردم ، در نخستين روز ، بامداد كه از خواب برخاستند ، همه از بزرگ و كوچك و زن و مرد ، رويشان چنان زرد شده بود كه گفتى زعفران بدان ماليده‌اند . روز دوم چهره‌هاى خود را سرخ يافتند . روز سوم روى آنها چنان سياه مىنمود كه گوئى قيراندود شده بود . از اين رو به تكفين و موميائى كردن اجساد پرداختند . موميائى كردن آنها به وسيله صبر زرد و حنظل و كفن‌هاى آنان نيز از چرم بود . آنگاه خود را به خاك انداختند و از هر سوى به آسمان و زمين چشم مىدوختند و نمىدانستند كه از كدامين سوى عذاب بر آنان فرود خواهد آمد . همين كه روز چهارم فرا رسيد ، نعره‌اى از آسمان شنيدند كه بانگى به بلندى بانگ رعد داشت . اين بانگ دلهاى ايشان را در سينه‌ها به تپش انداخت و از جاى كند . «
. . . فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ
» [ ( 1 ) ] ( بامداد در ديارشان بىحس و خاموش ابدى بودند . )
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره هود ، آيه 67
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 302 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت