( ما هم درهاى آسمان را گشوديم و سيلابى از آسمان فرو ريختيم . و در زمين چشمهها جارى ساختيم تا آب آسمان و زمين با هم به طوفانى كه مقدر حتمى بود ، اجتماع يافت ) [ ( 1 ) ] .
از روزى كه آب فرستاده شد تا روزى كه آب كشتى را برد چهل روز و چهل شب طول كشيد .
در اين مدت آب رفته رفته زياد مىشد و شدت مىيافت و زمين را فرا مىگرفت و نوح ، جاى خود و همراهانش را در طبقات كشتى تامين مىكرد .
پس از چهل شبانه روز كه آب همه جا را پوشاند . كشتى برخاست و با كشتىنشينان در ميان امواجى چون كوهها ، روان گرديد .
آن پسر نوح كه در طوفان جان خود را از دست داد ، در خلوتگاه بود . همين كه طوفان آغاز گرديد ، نوح به دو گفت :
«
يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ .
» [ ( 2 ) ]
( اى پسر ، تو هم با ما سوار كشتى شو و با كافران همراهى مكن . )
ولى پسرش كافر بود و گوش نداد .
«
قالَ : سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
» [ ( 3 ) ] ( گفت : به زودى بر فراز كوهى جاى مىگيرم كه مرا از خطر اين آب در امان خواهد داشت . )
در آن روزگار مردم از هر آسيبى به كوهها پناه مىبردند .
نوح گفت :
هامش
[ ( 1 ) ] - از ترجمه قرآن مجيد به خامه مهدى الهى قمشهاى .
[ ( 2 ) ] - سوره هود - آيه 42
[ ( 3 ) ] - سوره هود - آيه 43