تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
با تست داخل شو ؟ » نوح كه چنين ديد ، او را به حال خود گذاشت . هنگامى كه حيوانات را به درون كشتى فرا مىخواند ، گفت : « پروردگارا ، من با شير و گاو چكنم ؟ با بزغاله و گرگ و پرنده و گربه چكنم ؟ » خداوند فرمود : « همان كسى كه ميان آنها دشمنى انداخته ، خود نيز ميانشان دوستى برقرار خواهد كرد . » بعد شير را دچار تب ساخت و او را به خود مشغول كرد . از اين روست كه گفته‌اند .
و ما الكلب محموما و ان طال عمره * و لكنما الحمى على الاسد الورد
( سگ - با همه ناتوانى - هر قدر كه عمرش دراز شود تب دار نمىگردد ولى شير - با همه توانائى - گهگاه دچار تب مىشود . ) نوح پرندگان را در طبقه پائين كشتى و وحوش را در طبقه ميانه جاى داد . و خود با ساير آدميزادگان در طبقه بالا سوار شد . در اين هنگام به گفته برخى از دانشمندان ششصد سال از عمر نوح مىگذشت . گفته برخى ديگر را نيز درين باره قبلا ذكر كرديم . وقتى از وضع كشتى اطمينان يافت و همه كسانى را كه به او امر شده بود سوار كرد و هر چه را كه لازم داشت با خود به كشتى برد ، آب آمد چنان كه خداى بزرگ فرموده است : «
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ .
» [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - آيه 11 و 12 سوره قمر