صلى اللّه عليه و سلم فرمود : نخستين كسى كه به انكار پرداخت ، آدم بود كه سه بار انكار كرد . خدا هنگامى كه او را آفريد به پشتش دست كشيد و از او چيزى بيرون آورد كه تا روز رستاخيز مايه پيدايش و آفرينش آدميان است .
آنگاه آدميانى را كه از او به وجود مىآمدند به دو نشان داد .
آدم در ميان آنان مردى را ديد كه نورانى بود و مىدرخشيد .
پرسيد : « پروردگارا ، اين كدام پسر من است ؟ » فرمود : « پسر تو داود است . »
پرسيد : « عمر او چقدر است ؟ » فرمود : « شصت سال . »
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :
امضاء ندارد ، ولى او به عدل و درستى امضاء كند . و دو تن از مردان گواه آوريد . و اگر دو مرد نباشد يك مرد و دو زن ، هر كرا طرفين راضى شوند ، گواه گيرند ، كه اگر يك نفر آنها فراموش كند ديگرى را در خاطر باشد و هر گاه شهود را ( به مجلس يا به محكمه بخوانند ) امتناع نكنند و در نوشتن مسامحه نكنيد ، چه معامله كوچك و چه بزرگ باشد ، با تاريخ معين . اين درستتر است در نزد خدا و محكمتر براى شهادت ، و نزديكتر به اين كه شك و ريبى در معامله پيش نيايد كه موجب نزاع باشد . مگر آن كه معامله نقد و حاضر باشد كه دست به دست ميان شما برد . درين صورت باكى نيست كه ننويسيد . و گواه گيريد هر گاه معامله كنيد و نبايد به نويسنده و گواه ( در حال كارشان ) ضررى رسد ( و بىاجر مانند ) اگر چنين كنيد نافرمانى كردهايد . از خدا بترسيد ( نافرمانى حكم او نكنيد ) و خداوند به شما تعليم مصالح امور كند و خدا به همه چيز داناست .
( قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى )