و گفت : « تاريخ بگذاريد . »
عمر پرسيد : « چه تاريخى ؟ » پاسخ داد : « همان تاريخى كه ايرانيان مىگذارند و بدان معلوم مىكنند كه هر پيشامدى در كدام ماه از كدام سال روى داده است . »
عمر گفت : « اين كار خوبى است . تاريخ بگذاريد . »
همه هماهنگ شدند كه سال هجرت پيامبر خدا را تاريخ قرار دهند . بعد پرسيدند : « از كدام ماه ؟ » گفتند : « از ماه رمضان » بعد گفتند : « ولى ماه محرم ماهى است كه مردم از حج برمىگردند و درين ماه جنگ و خونريزى حرام است . » بنابر اين ، همه پذيرفتند كه ماه محرم نخستين سال هجرت ، آغاز تاريخ باشد .
سعيد بن مسيب گفته است : « عمر بن خطاب مردم را گرد آورد و پرسيد : « از چه روزى تاريخ بنويسيم ؟ » على بن ابى طالب ( ع ) گفت : « از روزى كه پيامبر خدا ، صلى اللّه عليه و سلم ، هجرت فرمود و از سرزمين شرك دورى گزيد . »
عمر اين پيشنهاد را پسنديد و آن را به كار بست .
عمرو بن دينار نيز گفته است : « نخستين كسى كه تاريخ گذاشت يعلى بن اميه بود كه در يمن مىزيست . »
اما پيش از اسلام فرزندان ابراهيم خليل ( ع ) از زمان آتش ابراهيم تاريخ مىگذاشتند تا هنگام بناى خانهء كعبه كه ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام آن را ساختند .
بعد فرزندان اسماعيل از زمان بناى خانهء كعبه تاريخ مىگذاشتند تا روزگارى كه پراكنده شدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٦