ابن شعبى [ ( 1 ) ] روايت كرده است :
ميمون بن مهران گفته است : « پيش عمر براتى بردند كه موعد آن ماه شعبان بود . »
عمر پرسيد : « كدام شعبان ؟ شعبانى كه سال بعد خواهد آمد يا شعبانى كه اكنون در آن هستيم ؟
آنگاه به ياران پيامبر خدا ، صلى اللّه عليه و سلم ، گفت :
« كارى بكنيد كه مردم تاريخ وقوع هر واقعهاى را بشناسند . »
يكى از ايشان گفت : « در نامهها تاريخ روميان را بنگاريد كه زمان ذو القرنين را آغاز تاريخ قرار دادهاند . »
عمر گفت : « اين تاريخ بسيار دراز است . » بعد گفت :
« تاريخ ايرانيان را بنويسيد . »
ولى گفته شد : « در ايران هم هر گاه پادشاهى برخاسته ، تاريخ كسى را كه پيش ازو بوده ، برانداخته است . »
بنابر اين با همديگر هماهنگ شدند در اين كه ببينند پيامبر خدا چند سال در مدينه زيسته است .
مدت اقامت آن حضرت را ده سال يافتند . از اين رو تاريخ را از هجرت پيامبر خدا ، صلى اللّه عليه و سلم ، نوشتند .
محمد بن سيرين گفته است : مردى به نزد عمر برخاست
هامش
[ ( 1 ) ] - شعبى : ابو عمرو ، عامر بن شراحيل شعبى ، از اهل كوفه و از بزرگان تابعان و فقهاى آنان بود . وى از يكصد و پنج تن از اصحاب حضرت رسول ( ص ) روايت كرده است . شعبى به سال 20 و به روايتى به سال 31 قمرى به دنيا آمد و به سال 109 يا 105 يا 104 قمرى درگذشت - از لباب الانساب ( لغتنامهء دهخدا )