تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوصاف الأشراف — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

فصل پنجم ( در اتحاد ) قال اللَّه تعالى سبحانه : لا تدع مع اللَّه إلها آخر لا إله إلا هو 28 : 88 ( 1 ) توحيد يكى كردن است و اتّحاد يكى شدن ، آنجا « و لا تجعل مع اللَّه إلها آخر » 17 : 22 ( 2 ) و اينجا « لا تدع مع اللَّه إلها آخر » 26 : 213 ( 3 ) چه در توحيد شايبهء تكلَّفى ( 4 ) هست كه در اتّحاد نيست . پس هر گاه كه يگانگى مطلق شود و در ضمير راسخ شود تا به وجهى ( 5 ) به دوئى التفا ننمايد به اتّحاد رسيده باشد . و اتّحاد نه آن است كه جماعتى قاصر نظران توهّم كنند كه مراد از اتّحاد يكى شدن بنده با خداى تعالى باشد ، تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ، بل آن است كه همه او را ببينند بىتكلَّف آنكه گويد هر چه جز او است از او است پس همه يكى است ، بل چنان كه به نور تجلَّى او تعالى شأنه بينا شود غير او را نبيند ، بيننده و ديده و بينش نباشد و همه يكى شود . و دعاى منصور حسين حلاج كه گفته است :

هامش
( 1 ) شعراء - 213 . .
( 2 ) - اسراء - 22 . .
( 3 ) - شعراء - 213 . .
( 4 ) - ن : تكلَّفى نطقى . .
( 5 ) - ن و گ : در ضمير او راسخ شود تا به هيچ وجه بدون وى التفات ننمايد . .
أوصاف الأشراف — صفحة 95 | خواجه نصير الدين الطوسي / سيد مهدي شمس الدين