تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوصاف الأشراف — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣

فصل چهارم ( در توحيد ) قال اللَّه تعالى سبحانه : و لا تجعل مع اللَّه إلها اخر 17 : 39 ( 1 ) توحيد يكى گفتن و يكى كردن باشد ، و توحيد به معنى اوّل شرط باشد در ايمان كه مبدء معرفت بود به معنى تصديق با آنكه خداى تعالى يكى است « انّما اللَّه إله واحد » 4 : 171 ( 2 ) ، و به معنى دوّم كمال معرفت باشد كه بعد از ايمان حاصل شود ، و آن چنان بود كه هر گاه كه موقن ( 3 ) را يقين شود كه در وجود جز باريتعالى و فيض او نيست ، و فيض او را هم وجود به انفراد نيست ، پس نظر از كثرت بريده كند و همه يكى داند و يكى بيند ، پس همه را با يكى كرده باشد در سرّ خود از مرتبهء « وحده لا شريك له في الإلهية » بدان مرتبه رسيده كه « وحده لا شريك له في الوجود » . و در اين مرتبه ما سوى اللَّه حجاب او شود ، و نظر به غير اللَّه شريك ( 4 ) مطلق شمرد و به زبان حال بگويد : « انّى وجّهت وجهي للَّذى فطر السموات و الارض حنيفا مسلما و ما انا من المشركين . » 6 : 79 ( 5 )

هامش
( 1 ) اسراء - 22 . .
( 2 ) - نساء - 171 . .
( 3 ) - ن : مؤمن . گ : موافق . .
( 4 ) - ن و گ : شرك . .
( 5 ) - انعام - 79 . .